وجه تسمیه نام روستا

در خصوص وجه تسمیه سهروفیروزان بایستی گفت سهر در فرهنگ ایران باستان نشانه برکت، بزرگی و زایش است. فیروز نیز معرب واژه پیروز می باشد که نام سه تن از پادشاهان ساسانی بوده است و سهر نام همسر پیروز بوده است. بنابراین نام روستا از نام پادشاه و ملکه ساسانی برگرفته شده است. از دیگر سو حمد الله مستوفی از مورخین قرن هشتم بنای سهرفیروزان را به کیومرث منسوب کرده که معمولاً اینگونه انتسابات خود نشانی از قدمت این شهر کهن است، ضمن آنکه قول دیگر قولی است که حسن انصاری در تاریخ اصفهان آورده است و عبارتست از اینکه این مکان را در دوره اسلامی اتابیک فیروز شاه لایقه کرده و به نام او شده، همچنین یاقوت حموی از جغرافی نویسان قرن هفتم که آورده:

فیروزان مِن قَریِ اِلاصبَهان ثُّم مِن ناحِیَة اللِنجان مِن اَحسَنَ القرُی و اَطیَبِها هَوأ وَ ماء کَثیرَةُ الفَواکَة المَعجَبَته َو َفیها جامِع طَیّب…

(حموی-جلد ۴ )

اما در مورد سهر مقدمه و واژه و معنای صحیص کلمه سهر کدام است؟

سهر {سُ} = گاو سرخ

سور {sur} {پهلوی} = جشن و سرور

سور {sur} {ع} = دیوار گرداگرد شهر

در گویش لری واژه “سرخ” به صورت “سُهر” تلفظ میشود

قدیمی ترین سند موجود که متعلق به قرن هفتم هجری است شکل آن را چنین ثبت کرده:

سُهر قَریَةُ کَبیرَةُ ذاتَ جامِعُ مَلیحِ وَ مَنارِة مِن قرَی اِلاصبَهان ثُّمٍ مَن ناحِیَة خالِنجان سَمِعَ بَها الْمُحِب بْن النَجّار

(یاقوت حموی – جلد۳)

بنابراین رواج این واژه حد اقل از قرن هفتم بدین سو محرز و معلوم می گردد، صورت صحیح آن نیز “سهر” را به معنای گاو سرخ بدانیم آنچنانکه فریدون اول خروج بر گاو سرخ نشست تا پادشاهی بر وی مقرر شد.

در یکی از مناجات های آیین زردشتی آمده:

من دیو را دشمن میدارم و یزدان را میپرستم.

من از زردشت پیروی میکنم که دشمن دیوان بود و پیامبری از سوی یزدان بود.

روانهای مقدس و امشا سپندان را میستایم و نزد خداوند دانا پیمان میبندم که همیشه نیکو کاری پیشه کنم،راستی را برگزینم با فره ایزدی بهترین کار ها را پیش گیرم و در باره گاو که از عطا های خیر فرد است مهربان باشم.

بنا بر این “سهر” در این معنا هم گویای قدمت و هم دارای اصالت زبانی است.

دیدگاه دیگر آنکه چنانچه واژه “سهر” را از خشهتر در اوستا و فرس هخامنشی و سانسکریت بدانیم در این صورت به معنی کشور میشود که در فارسی شهر شده و به جای بلده ی عربی به کار میرود.

فهرست